تبليغاتX
تجربه های یک مشاور

تجربه های یک مشاور

مشاوره

طعم زندگی

یا لطیف

زندگی، لحظه دیدار گلــی خفته در گهــــواره است.

زندگی، شوق تبسم به لب خشکیده است.

زندگی، جـــرعه آبی است به هنگامه ظهـــر در بیابانی داغ.

زندگی، دست نوازش به ســر نوزادی است.

زندگی، بوسه به لبهای گلی است که به شوقت همه شب بیدارست.

... زندگی، شـــوق وصال یار است.

زندگی، لحظه دیدار به هنگامــــــه یاس.

زندگی، تکیه زدن بر یــار است.

زندگی، چشمه جــوشان صفا و پاکـــی است.

زندگی، مـــوهبت عرضه شده بر من انسان خاکـــی است.

زندگی، قطعه سرودی زیباست که چکاوک خواند که به وجدت آرد به سرشاخه امید و رجا.

زندگی، راز فـروزندگی خورشید است.

زندگی، اوج درخشندگــــــی مهتــاب است.

زندگی، شاخه گلی در دست است که بدان عشق سراپا مست است.

زندگی، طعــم خوش زیستن است، شور عشقی برانگیختن است.

زندگی، درک چرا بودن است، گام زدن در ره آسودن است.

زندگی، مزه طعم شکلات به مذاق طفل است. به، كه چقدر شیـــرین است.

زندگی،خاطره یک شب خوش،زیر نورمهتاب،روی یک نیمکت چوبی سبز،ثبت درسینه است.

زندگی، خانه تکانی است. هر از چندگاهی از غبار اندوه.

زندگی، گـوش سپردن به اذان صبح است که نوید صبـح است.

زندگی، گاه شده است خوش نیاید به مذاق.

زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد، رنگ خوبــــی دارد



برچسب‌ها: زندگی, طعم زندگی, امید
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 14:14  توسط monireh hoseini  | 

عبادت

یالطیف

عبادت بعضی از ما مثل شیطنت بچه هایی می ماند که زنگ می زنند

وزود فرار می کنند!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 14:0  توسط monireh hoseini  | 

خاطره

یا لطیف

زندگی دفتری از خاطره هاست.یک نفردر دل شب یک نفردردل خاک ،یک نفر همدم خوشبختی هاست .یک نفر همسفرسختی هاست .چشم تاباز کنیم عمرمان می گذرد ما همه همسفروهمگذریم آن چه باقیست فقط خوبیهاست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 13:49  توسط monireh hoseini  | 

انرژی مثبت

  یا لطیف

دیروز می توانست پایان زندگی من باشد.        

پس امروز که زنده ام معجزه ای از جانب خداوند است.

در حقیقت دیدن هرروز معجزه ای از جانب اوست.


خدایا تو را شاکرم به خاطر امروز که به من عطا فرمودی


وبه تو قول خواهم داد تا امروز را سرشار از


زیبایی سازم و آن را آن گونه که تو دوست داری بسازم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 20:42  توسط monireh hoseini  | 

خداوندا


خداوندا مرا به بزرگی چیزهایی که داده ای آگاه وراضی کن !


تاکوچکی چیز هایی که ندارم آرامشم را برهم نزند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 14:42  توسط monireh hoseini  | 

تفکردرباره خداوندموجب کاهش اضطراب است

تفكر درباره‌ی خداوند، موجب كاهش اضطراب است!

لازم است بدانیم چرا مردم باورهای دینی دارند ؟ و می خواهیم دریابیم چنین تفکراتی چه کمکی به ما می‌کند؟
 
 
 
 
براساس مطالعات جدید، تفكر درمورد خداوند، موجب می‌شود هنگام بروز خطا و اشتباه، کم‌تر دچار ناراحتی شویم.
 
محققان، امواج مغزی مربوط به نوعی خاص از واکنش به پریشانی را در تعدادی از داوطلبان، هنگامی که دچار اشتباه شدند اندازه‌گیری كردند؛ افرادی كه دارای تفكرات مذهبی بودند، در مقابل پاسخ‌های اشتباه، کم‌تر ناراحت می‌شدند تا آنان که  از چنین اعتقاداتی برخوردار نبودند.
 
 
«مایكل اینزلیشت» با همکاری «الکس تولت» (هردو از دانشگاه تورنتو) که این تحقیق را به‌عهده دارند، می‌گوید: «85درصد از مردم جهان، نوعی باور مذهبی دارند .» او می‌افزاید: «به‌عنوان یك روان‌شناس، لازم است بدانیم چرا مردم، چنین باورهایی دارند و دریابیم کاوش درباره‌ی هریک از این عملكردها، چه کمکی به ما می‌کند؟ »
 
 
 
طی دو آزمایش، پژوهش‌گران نشان دادند هنگامی‌كه افراد در مورد دین و خدا فكر می‌كنند، مغزشان پاسخ‌های متفاوتی بروز می‌دهد و این نوع تفکر، به آنان آرامش بیش‌تری داده و موجب می‌گردد تا برخورد مناسبی با موانع داشته باشند و اضطراب و نگرانی‌شان در واكنش به اشتباهاتی كه مولد اضطراب و پریشانی‌ست، كاهش ‌یابد.
 
 
شركت‌كنندگان در این آزمایش در مورد دین و مذهب خود و هم‌چنین واژه‌ها و كلمات مربوط به خداوند و دین نوشتند. سپس محققان، فعالیت مغزی آنان را در حین تكمیل یك عمل كامپیوتری ثبت كردند؛ نتایج نشان داد هنگامی‌كه افراد به‌صورت خودآگاه یا ناخودآگاه، به خداوند و دین فكر می‌كنند، فعالیت مغزی در نواحی مرتبط با قشر قدامی سینگولا (ACC)‌ و نواحی تنظیم‌كننده‌ی حالت برانگیختگی ،زمانی‌كه كارها اشتباه پیش‌می‌رود (مانند زمانی‌كه ما در حال اشتباه‌كردن هستیم)‌، كاهش‌می‌یابد.
 
 
 
جالب این‌که وقتی افراد بی‌اعتقاد به خدا، به‌صورت «ناخودآگاه» به ایده‌های مربوط به خداوند فكر می‌كنند، فعالیت ناحیه‌ی ACC در آنان افزایش می‌یابد. محققان خاطرنشان می‌سازند:
 
افراد مذهبی با تفکر درباره‌ی خداوند، به‌ وجود نظم در جهان و علل وقایع تصادفی پی‌برده و به این طریق، احساس اضطراب و اندوه در آنان کاهش می‌یابد.
 
 
در مقابل، برای افراد بی‌دین، افکار خداوند ممکن است با نظام باورهای‌شان، مغایرت داشته باشد و این تضاد در آنان موجب پریشانی بیش‌تر گردد.
 
تفكر دینی در سخت‌ترین شرایط، موجب آرامش شده و هنگام بروز خطا، اضطراب را کاهش می‌دهد. هم‌چنین برخی شواهد، حاكی از آن است كه افرادِ دارای باورهای دینی، زندگی طولانی‌تری داشته و تمایل به شاد زیستن و سالم‌بودن در آنان، بیش‌تر است. باورها  و معانی می‌تواند در درك عالم هستی و دنیای اطراف‌، به انسان‌ها كمك كند.
 
 
 
نسرین امامی / کارشناس ارشد روان شناسی
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1390ساعت 20:46  توسط monireh hoseini  | 

خدایاشکر

یا لطیف


روزی مردی خواب عجیبی دید. دید که پیش فرشته هاست و به

کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را

دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها

از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد

از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که

 داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما

دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.مرد کمی

جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل

پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می

فرستند.مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با

عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند

را برای بندگان به زمین می فرستیم. مرد کمی جلوتر رفت و یک

فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید:

شما چرا بیکارید؟فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است.

مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط

 عده بسیار کمی جواب می دهند.مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه

 می توانند جواب بفرستند؟فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط

کافیست بگویند:  خدایا شکر


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390ساعت 13:53  توسط monireh hoseini  | 

اینگونه نگاه کنید

 
اینگونه نگاه کنيد...


مرد را به عقلش نه به ثروتش .
 زن را به وفايش نه به جمالش .
 دوست را به محبتش نه به کلامش .
عاشق را به صبرش نه به ادعايش .
مال را به برکتش نه به مقدارش .
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش .
 اتومبيل را به کاراییش نه به مدلش .
غذا را به کيفيتش نه به کميتش .
 درس را به استادش نه به سختیش .
 دانشمند را به علمش نه به مدرکش .
 مدير را به عمل کردش نه به جایگاهش .
 نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش .
 شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش .
 دل را به پاکیش نه به صاحبش .
 جسم را به سلامتش نه به لاغریش .
سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش . .
 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 13:48  توسط monireh hoseini  | 

امام علی علبه السلام

یا لطیف

علی علیه السلام جزو عزیزترین مخلوقات وعزیزترین بندگان خداونداست

که خدای کریم  و مهربان در را که نه، دیوار خانه اش  را برای وی می

گشاید.وعلی در این مکان مقدس پا به این جهان می گذاردوصدای

دلنوازش فضای کعبه را پرمی کند.عطر خوش وجودش جهان را می گیرد

بزرگمردی ،جوانمردی،وعدالت رادر نگاه علی ودر زندگی علی می توان

دید.اوقدرتی دارد که می تواند همه ی دشمنان را قلع وقمع کند.اما چنین

نمی کند.چه صبری دارد!گاه هم بازی کودکی یتیم می شودوگاه به وقت

جنگ کسی مانن اودلیر نمی توان یافت.از چاه های مدینه باید پرسید که

علی در میان هقهق گریه هایش چه می گفت!کسی علی را

نفهمید.کسی حرف هایش رادرک نکرد.وچه غریبانه زیست ،در میان

مردمی که پنبه در گوش خود نهاده تا حقیقت وجودعلی

رانبینند،نشنوندونفهمند.

اماعلی از هدفش بازنایستاد.اوبرای اسلام ودرراه

اسلام زندگی کردوبرای اسلام ودرراه اسلام جان عزیز ووجودنازنینش را

فداکرد.

علی زیباترین و استوارترین اسوه ی عدالت وجوانمردی وشهامت

وشهادت وعشق وسخنوری واخلاق است .

وچه سخت است علی واربودن وعلی وار زیستن.

واینک تو برداشتن چنین اسوه ای افتخار کن

وبرخودببال که خداوند تورادرراه علی وپیرو اوقرار داده است.

امید است که ازرهروانش باشین.

خجسته زاد روز این امام عزیز را تبریک می گویم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 14:32  توسط monireh hoseini  | 

کفش های تنگم

دلبسته ي کفشهایم بودم.    کفش هايي که يادگار سال هاي نو جواني ام بودند
 
دلم نمي آمد دورشان بيندازم .هنوز همان ها را مي پوشيدم
 
اما کفش ها تنگ بودند و پایم را مي زدند

قدم از قدم اگر بر مي داشتم زخمی تازه نصیبم مي شد
 
سعي مي کردم کمتر راه بروم زيرا که رفتن دردناک بود
 
مي نشستم و زانوهایم را بغل مي گرفتم

و مي گفتم:چقدر همه چیز دردناک است
 
چرا خانه ام کوچک است و شهرم و دنيایم
 
مي نشستم و می گفتم : زندگیم بوي ملالت مي دهد و تکرار
 
می نشستم و می گفتم:خوشبختي تنها يک دروغ قديمي است
 
می نشستم و به خاطر تنگی کفشهایم جایی نمیرفتم
 
قدم از قدم بر نمیداشتم .. می گفتم و می گفتم

......... پارسايي از کنارم رد شد
 
عجب ! پارسا پا برهنه بود و کفشی بر پا نداشت
 
مرا که ديد لبخندي زد و گفت: خوشبختي دروغ نيست
 
اما شايد تو خوشبخت نشوي زيرا خوشبختي خطر کردن است
 
و زيباترين خطر..... از دست دادن
 
تا تو به اين کفش هاي تنگ آويخته اي ....برایت دنيا کوچک است و زندگي ملال آور
 
جرات کن و کفش تازه به پا کن.شجاع باش و باور کن که بزرگتر شده اي

رو به پارسا کردم ، پوزخندی زدم و گفتم

اگر راست مي گويي پس خودت چرا کفش تازه به پا نمي کني تا پا برهنه نباشي؟

پارسا فروتنانه خنديد و پاسخ داد :من مسافرم و تاوان هر سفرم کفشی بود

که هر بار که از سفر برگشتم تنگ شده بود و
 
پس هر بار دانستم که قدري بزرگتر شده ام

هزاران جاده را پيمودم و هزارها پاي افزار را دور انداختم

تا فهميدم بزرگ شدن بهايي دارد که بايد آن را پرداخت
 
حالا دیگر هيچ کفشی اندازه ي من نيست

وسعت زندگی هرکس به اندازه ی وسعت اندیشه ی اوست

سر تا پاي‌ خودم‌ را كه‌ خلاصه‌ مي‌كنم، مي‌شوم‌ قد يك‌ كف‌ دست‌ خاك‌

كه‌ ممكن‌ بود يك‌ تكه‌ آجر باشد توي‌ ديوار يك‌ خانه

يا يك‌ قلوه‌ سنگ‌ روي‌ شانه‌ يك‌ كوه
 
يا مشتي‌ سنگ‌ريزه، ته‌ته‌ اقيانوس؛
 
يا حتي‌ خاك‌ يك‌ گلدان‌ باشد؛ خاك‌ همين‌ گلدان‌ پشت‌ پنجره

يك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ ممكن‌ است‌ هيچ‌ وقت
 
هيچ‌ اسمي‌ نداشته‌ باشد و تا هميشه، خاك‌ باقي‌ بماند، فقط‌ خاك

اما حالا يك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ وجود دارد كه‌ خدا به‌ او اجازه‌ داده‌ نفس‌ بكشد

ببیند، بشنود، بفهمد، جان‌ داشته‌ باشد.

يك‌ مشت‌ خاك‌ كه‌ اجازه‌ دارد عاشق‌ بشود،

انتخاب‌ كند، عوض‌ بشود، تغيير كند

واي، خداي‌ بزرگ! من‌ چقدر خوشبختم. من‌ همان‌ خاك‌ انتخاب‌ شده‌ هستم

همان‌ خاكي‌ كه‌ با بقيه‌ خاك‌ها فرق‌ مي‌كند

من‌ آن‌ خاكي‌ هستم‌ كه‌ خدا از نفسش‌ در آن‌ دميده

من‌ آن‌ خاك‌ قيمتي‌ام

که می خواهم تغییر کنم......... انتخاب‌ کنم
 
وای بر من اگر همین طور خاك‌ باقي‌ بمانم

الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی, همدردی کنم..

بیش از آنکه مرا بفهمند, دیگران را درک کنم

پیش از آنکه دوستم بدارند, دوست بدارم
 
زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم


منبع:www.hamyary.ir

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 23:40  توسط monireh hoseini  |